خرید بک لینک
رمز داره

برچسب: درد و دل باخدا,متن درد و دل با خدا,درد دل با خدا, نویسنده: حسین اکبری‌پور تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 4:16

اگر برجای من غیری گزیند دوست حاکم اوست حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم دقیقا همین اتفاق افتاده میبینی؟ یعنی میشه یبار دیگه صداتو بشنوم؟ یبار دیگه شمارت رو گوشیم بیفته؟ یبار دیگه ... یبار دیگه ... همینجوری منتظرم اگه منتظرت نبودم که تاحالا رفته بودم بیخیال این افکار خرابت شو ..چه میدونم از بس تعصبی خب دوست داداشم باشی چی میشه؟ فکر میکنی من کیم؟ فکرمیکنی نمیتونی خوشبختم کنی؟ اخه دیوونه حضورت خوشبختی برام. چرا نمیفهمی...من اگه بدون تو میتونستم که تاحالا با صدتا مثل تو حرف زده بودم برگرد دیوونگیت گل کرده باز همیشه وقتی دیوونه میشدی زود از خر شیطون میومدی پایین اینبار چت شد؟ برگرد روانی من دوست دارم.. نکنه تو دوسم نداشتی؟ولی اگه نداشتی که اون کارارو نمیکردی. برگرد منتظرتم...اما اگه اینبار نیای به انتظارم پایان میدم..دوباره عاشق میشم. حالا دیگه با خودته برمیگردی یا نه!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین اکبری‌پور تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 4:16

نمیدونم چرا وقتی به من میرسه با معرفت ترین آدمام بی معرفت میشن؟

چرا خدا؟

برچسب: شانس با منه این روشنه, نویسنده: حسین اکبری‌پور تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 4:15

امشب از تمام اتفاقایی که الان برام افتاد نتیجه گرفتم که

1)هیچوقت نذارم کسی برام تصمیم بگیره

2)اگه از چیزی ناراحتم یا فکرم مشغوله خیلی آروم با پدرو مادرم صحبت کنم

3)هیچوقت پدر و مادرمو نگران نکنم اذیت نکنم.خدایا منوببخش

4)و بازم مینویسم که یادم نره فقط خودم باید تصمیم بگیرم نه کسی دیگه

5)بااااااااید کاری کنم که تمام اتفاقای گذشته رو امسال جبران کنم

انشالله

شبخوش

برچسب: عبرت الشط,عبرت الشط على مودك,عبرت الشط كلمات, نویسنده: حسین اکبری‌پور تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 4:15

خدایا امروز داشتم به این فکر میکردم که حتما باید تو کارت یه حکمتی باشه. حتما هسست ولی من نمیدونم.اما اگه حکمتش بخاطر اینه که از سر تنهایی با مهدی حرف بزنم دوست ندارم این کارو کنم. کاش یجور به این طفلک بگم زیادی وابستم نشه..میدونی یجورایی مدیونتم.. ولی این دنیا هیچی نداره جز نامردی بعضی وقتا میگم همه به هم نامردی میکنن خیلیا دل منو شکوندن نامردی کردن.اماکاش جدی نگیری . من کسیو دوست دارم که آخرش معلوم نیست بهم برسیم یانه اما میدونم تو منو فقط بخاطر خودم میخوای.نمیدونم چرا تواین سالا نتونستم هیچ احساسی بهت داشته باشم. خیلی سعی کردم اما نشد.منو ببخش.ادامه مطلب

برچسب: کارای خدا,کارو خداوندا,کارو خدایا کفر نمیگویم, نویسنده: حسین اکبری‌پور تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 4:15

مامانم خیلی میفهمه منو.یعنی تو زندگیم هیچی کم ندارم جز یه نفر که همو دوست داشته باشیم.

میدونم الان اگه کسیو خیلی دوست داشته باشم به مامانم یا بابام بگم مخالفت نمیکنن.

اما.....

برچسب: مامانم دوست دارم,مامان دوست دارم,مامانم دوستت دارم, نویسنده: حسین اکبری‌پور تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 4:15

بیرون از خونمون اون بیرون حتی پیش دوستا یا فامیل چیزی جز سردی نیست خیلی سخته وقتی تو ظاهر هم آدما باهات خوبن.اما پشت سرت یجور دیگه. خیلی سخته از از دوستت ناراحت باشی از فامیلت! احساس میکنم نباید به کسی محبت کرد!احساس میکنم باید سرد بود سرد مثل زمستون اما اگه قرارباشه همه باهم سرد باشن محبت نکنن که نمیشه نمیدونم ولی اصلا احساس خوبی ندارمولی اصلا دستم نمک ندارهادامه مطلب

برچسب: lpfj lyrics,lpfj2,lpfj2 lyrics, نویسنده: حسین اکبری‌پور تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 4:15

میدونی چرا چون الان خواستم مداحی اقای سلحشور تا مشکتو توآب زدی بذارم وبلاگم

اما هرچقد گشتم پیدانشد باخودم گفتم اگه یه اهنگ میخواستم بذارم حتما پیدا شده بود ازبس که درخواست زیاده

دلم گرفت برای اینکه اگه مداحی گوش میدیم اگه مسجد میریم اگه هیئت میریم فقط تو محرم میریم

دلم گرفته ازاینکه چرا امام حسینی ابالفضلی زندگی نمیکنیم.

خیلی ناراحتم از خودم چرا با تمام وجودم ابالفضلی زندگی نکردم دلم میخواد گریه کنم

برچسب: دلم گرفته,دلم گرفته ای خدا,دلم گرفته ای رفیق, نویسنده: حسین اکبری‌پور تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 4:14

راهم مشخص هدفم معلومه فقط تابحال خیلی کم کاری کردم

به جرات میتونم بگم تازه میخوام شروع کنم درس بخونم

بااینکه تمام این مدت تو اتاقم بودم اما استفاده نکردم..

به چیزا یا کسایی فکر کردم که لیاقت نداشتن

یاد این ضرب المثل افتادم..

**فکر نان باش که خربزه آب است**

برچسب: نویسنده: حسین اکبری‌پور تاريخ: شنبه 20 آذر 1395 ساعت: 14:25

ازامروز تصمیم گرفتم چهل روز یس بخونم و گناه نکنم

بهم آرامش میده

وقتتم تلف نکنم تا به چیزی که میخوام برسم

انشالله

برچسب: نویسنده: حسین اکبری‌پور تاريخ: شنبه 20 آذر 1395 ساعت: 14:25

درسته بعضی وقتا دلتنگ میشم درسته الان باکسی نیستم و تنهام ام باوجودتنهاییم حاضربه بودن باکسایی نمیشم که دوسشون ندارم ویا حتی اگرم دوسشون داشته باشم نمیخوام ارتباط برقرار کنم وقتی از آیندم خبر ندارم.پس بیخود خودمو وابسته نمیکنم که آخرشم ضربشوخودم ببینم.آره منم میتونم ازاین کاراکنم ولی نمیکنم تنها به یک دلیل اونم اینکه خدا حتما داره میبینه منو. و آخرشم با کسی منو روبرو میکنه که تمام این روزا یادم بره.فقط همینه که آرومم میکنه.یاد پارسال یعنی ؟آبان نود چهار افتادم اون موقع با دوست صمیمی داداشم حرف میزدم خیلی پسرخوبی بود مرد بود وخیلی غیرتی...نمیخوام راجع بهش زیاد صحبت کنم اما میخوام بگم اینقد دوسش داشتم که حتی تووو یادم رفته بودی اصلا یادت نمیفتادم.. اگرم الان دلتنگ اون روزا میشم فقط بخاطر اینه که ماخیلی باهم صمیمی شده بودیم خیلی حرفا زده بودیم...میخوام بگم اگه کسی وارد زندگیم شه که عاشقش باشم تو اصلا یادم نمیفتی ... الانم فقط بفکر کنکورو درسمم پارسال همون رشته ای که میخواستم آزادشو اوردم دولتی نه. امسال تمام تلاشمومیکنم تا دولتیشو بیارم.به خودم میبالم تو کل فامیل خیلیا بودن کنکور دادن وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین اکبری‌پور تاريخ: شنبه 20 آذر 1395 ساعت: 14:25

خیلی جالبه تا به من رسید همه میگن گر صبر کنی ز قوره حلوا سازی! هه ...آخه یکی نیست به همین برادر گرام بگه خودت صبر میکردی چرا به ما میگی........منم دل دارم دلم میخود پدرومادرم عروسیموببینن بچمو ببینن مگه من چه گناهی کردم

گذشته ازاین حرفا من اگه یکمی اندازه خانوم <و>شانس داشتم اینطور نمیشد..

نمیدونم چمه...خستم

ازاین بلاتکلیفی

برچسب: نویسنده: حسین اکبری‌پور تاريخ: شنبه 20 آذر 1395 ساعت: 14:25

فکر کنم عاشق شدم.....

چه شود....

برچسب: نویسنده: حسین اکبری‌پور تاريخ: شنبه 20 آذر 1395 ساعت: 14:25

صفحه بندی