درسته بعضی وقتا دلتنگ میشم درسته الان باکسی نیستم و تنهام ام باوجودتنهاییم حاضربه بودن باکسایی نمیشم که دوسشون ندارم ویا حتی اگرم دوسشون داشته باشم نمیخوام ارتباط برقرار کنم وقتی از آیندم خبر ندارم.پس بیخود خودمو وابسته نمیکنم که آخرشم ضربشوخودم ببینم.آره منم میتونم ازاین کاراکنم ولی نمیکنم تنها به یک دلیل اونم اینکه خدا حتما داره میبینه منو. و آخرشم با کسی منو روبرو میکنه که تمام این روزا یادم بره.فقط همینه که آرومم میکنه.یاد پارسال یعنی ؟آبان نود چهار افتادم اون موقع با دوست صمیمی داداشم حرف میزدم خیلی پسرخوبی بود مرد بود وخیلی غیرتی...نمیخوام راجع بهش زیاد صحبت کنم اما میخوام بگم اینقد دوسش داشتم که حتی تووو یادم رفته بودی اصلا یادت نمیفتادم.. اگرم الان دلتنگ اون روزا میشم فقط بخاطر اینه که ماخیلی باهم صمیمی شده بودیم خیلی حرفا زده بودیم...میخوام بگم اگه کسی وارد زندگیم شه که عاشقش باشم تو اصلا یادم نمیفتی ...
الانم فقط بفکر کنکورو درسمم پارسال همون رشته ای که میخواستم آزادشو اوردم دولتی نه. امسال تمام تلاشمومیکنم تا دولتیشو بیارم.به خودم میبالم تو کل فامیل خیلیا بودن کنکور دادن ولی حداقل همین رشته منم نیاوردن پس من استعدادشو دارم..و میدونم که میتونم...
برچسب:
نویسنده: حسین اکبریپور